چندگاهیست وقتی میگویم :
«و فی کل الساعة»
دلم می سوزد که همه ساعاتم ازآن تو نیست.
وقتی می گویم:
«ولیا و حافظا»
احساس می کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است.
وقتی می گویم:
«و قائدا وناصرا»
به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش می بندد.
وقتی می گویم:
«و دلیلا و عینا»
یقین دارم که تو راهنما و ناظر اعمال منی.
وقتی می گویم:
«حتی تسکنه أرضک طوعا»
یقین دارم که روزی حکومت تو بر زمین گسترده می شود و همگی شاهد مدینه فاضله ات خواهیم بود...
( ان یک دقیقه انتظار...ما را در سایت یک دقیقه انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 9
بی تو چهار فصل دل من خزانی است چشم انتظار آمدن تو بهارها صدها هزار حاتم طایی گدایتان هستند ریزه خوار شما سفره دارها آقای من، خودم، پدرم، مادرم فدات قربان خاک پات همه جان نثارها وقتی که نیست غیر گنه در بساطمان جان می دهیم پای شما ما ندارها جمعه به جمعه قلب رئوفت شکسته است از دست این گدا، نه یک بار، بارها با هم اگر چه قول و قراری گذاشتیم از یاد برده ام همه قول و قرارها یعقوبهای چشم من از دست رفته است پس کی تمام می شود این انتظارها
[ محمود مربوبی ]
یک دقیقه انتظار...ما را در سایت یک دقیقه انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 9
ما را در سایت یک دقیقه انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 11
یک دقیقه انتظار...ما را در سایت یک دقیقه انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 25
بی تو چهار فصل دل من خزانی است چشم انتظار آمدن تو بهارها صدها هزار حاتم طایی گدایتان هستند ریزه خوار شما سفره دارها آقای من، خودم، پدرم، مادرم فدات قربان خاک پات همه جان نثارها وقتی که نیست غیر گنه در بساطمان جان می دهیم پای شما ما ندارها جمعه به جمعه قلب رئوفت شکسته است از دست این گدا، نه یک بار، بارها با هم اگر چه قول و قراری گذاشتیم از یاد برده ام همه قول و قرارها یعقوبهای چشم من از دست رفته است پس کی تمام می شود این انتظارها
[ محمود مربوبی ]
برچسبها: انتظار , بهار دلها , خزان بی او
یک دقیقه انتظار...ما را در سایت یک دقیقه انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 31